/ 1 نظر / 52 بازدید
الهام

سلام استاد قسمت گریه دار داستان این بود که همه کیک بودندن و رده بالا کسی که میاد واسه دان 2یا3 دیگه بدتر دان 4 ران بکش نباید تو شکم بخوره نباید شنا زدنش با دست باز باشه تو کل این آزمون فقط هم باشگاهی من فلیپینی زد و چرخشی و پرشی استفاده کرد به خدا زشته من اگه من اگه کمربندم قهویهه به خدا سر بودم به اونا از ضاهر بدن هم میشد فهمید با یه من شکم اومده میگه من مربی ام اخه چرا؟ این زنا بعضی وقتا آبروی ادم رو میبرن مثل رانندگی هاشون که ضایعس نمیدونم چرا من همیشه سعی کردم بهترین شکل کارم رو انجام بدم که کسی نتونه بهم ایراد بگیره یه جاها هم که به لطف دیگر خانمها مجبورم تلاشم رو دو برابر کنم مهم نیست ما ادمها با تلاش زنده ایم و رشد میکنیم مگه نه استاد میخواستم اون روز دست استادم رو ببوسم به خاطر رفتار با شخصیت و متفاوتش و همینطور آموزش های متفاوتش به ما البته من با آگاهی این استاد رو انتخاب کرده بودم قبل از اینکه رشته برام مهم باشه استادش برام مهمه به نظرم یه استاد میتونه ادم رو نابود کنه و یا به اوج برسونه به شاگردای شما هم حسودیم میشه مطمئنم اگه شاگردتون بودم یکی از بهترین ها و ماندگارترین ها بودم...